معرفي آن تلاش بسيار كرد. او مانند مورخان فوقالذكر به آثار كلاسيك قديم علاقه داشت و اميد داشت بار ديگر آنها را زنده كند. او ميخواست ادبيات لاتيني را احيا كند، يعني نسخههاي خطي فراموش شده را بيرون آورد، به آثار كلاسيك قديم حيات بخشد و آثار تازهاي به زبان كهن پديد آورد. او دو رساله از رسالههاي سيسرون را پيدا كرد و نه تنها در جستوجوي نسخههاي خطي، بلكه در پي كتيبهها و سكهها گشت. او به طور غيرمستقيم باعث پيدايش مدالهاي عصر نوزايي شد. دانته را فرشتهاي فرض كردند كه ميان دو دنيا ايستاده است؛ پترارك دقيقاً پدر عصر نوزايي و پدر بزرگ عصر جديد است.
در عشق پترارك به قديم و كنجكاوي باستانشناسانهٴ او بسياري از معاصرانش دست كم در ايتاليا با او سهيم بودند، در جايي كه گذشتهٴ روم هنوز كاملاً محسوس بود.
قبلاً از مورخان و لاتينيگرايان سخن گفتهام. البته ممكن نبود كسي كتابهاي ويرژيل و ليوي را در ميان ويرانهها و آثار گذشتهٴ روم هوشمندانه بخواند، بدون اينكه آن گذشته را بار ديگر در كمال شكوه و گوناگونياش كشف نكند و هيچ انسان صاحب تخيل و احساس ممكن نبود مدتي طولاني و به صورتي عميق آنها را مطالعه كند، بيآنكه مخمور و مست نشود. آنان به نسخههاي خطي بيشتر، سكههاي بيشتر، كتيبههاي بيشتر، آثار تاريخي بيشتر نياز داشتند و آنها را به فراواني يافتند. دانته آتشي تازه بر افروخته بود و پترارك و پيروانش آن را با پيگيري بيشتر شعلهور نگهداشتند. اين آغاز ادبي آن چيزي بود كه بعدها عصر نوزايي (يا رستاخيز) خوانده شد.
به هيچ روي عجيب نيست كه به مورخ و انسانگرايي بهنام بنتزوي اسكندراني بر ميخوريم كه به پويش باستانشناسي در ايتاليا پرداخت، شايد اندكي عجيبتر اين است كه شاهد علاقهٴ باستانشناسي ((دوچهٴ)) بزرگ آن عصر، يعني كولا دي رينتسو ميشويم. ولي همين بيش از هر چيز ما را در فهم اين مطلب ياري ميكند كه نسيم تازهاي در وزش بود.
2. شبه جزيرهٴ اسپانيا. تجزيه و تحليل وقايعنامههاي اسپانيا به خاطر تغييرات مضاعفي از قبيل تلخيص، تفصيل و ترجمه، كه بر متنها روي داده است، بسيار دشوار ميشود. مثلاً تاريخ اسپانيا از آغاز پيدايش آن تا سال
1243 ميلادي تأليف رودريگو خيمنز دو رادا (سيزدهم ـ 1) بهزودي بهدست پدرو ريبرا دو پرپخا به كاتالونيايي ترجمه شد و در سدهٴ چهاردهم گونزالو هينوخوتا اسقف بورگوس آن را به كاستيلي ترجمه كرد و دنبالهٴ آن را تا زمان مرگ خودش نوشت.1 از آنجا كه گونزالو در سال 1319 براي مأموريتي سياسي به پاريس فرستاده شده بود،
Marquese de la Fuensanta del Valle: Colleccion de documentos ineditos para la historia de Espana (vols. 105, 509 p., and 106, p.1-41, Madrid 1893).
دن گونزالو درحدود 1260 زاده شد، در سال 1313 به اسقفي بورگوس انتخاب گرديد و در سال 1327 در آن شهر درگذشت.
(Enciclopedia
universal illustrada europeo-americana 27, 1657, 1925)